طغیان

ستاره‌ها تمنای چشمانت را دارند

طغیان

ستاره‌ها تمنای چشمانت را دارند

  • ۰
  • ۰

27_ بدون عنوان

واقعیتش اینه که اولش سعی می‌کنی تا خودت رو نجات بدی و به حالت عادی برگردی و زندگی کنی، ولی اگه نتونی به داد خودت برسی؛ هر چقدر زمان می‌گذره متاستاز به جاهای دیگه روحت هم سرایت میکنه و به جایی می‌رسه که می‌بینی عادت کردی، عادت کردی به اینکه ببینی دوستات و اطرافیانت هر روز موفق تر و خوشحال تر و خفن تر میشن، و تو تنها کاری که می‌کنی تلاش برای زنده موندنه، بقیه افتخار می‌کنن به خودشون که زندگی‌شونو پیش‌رفت دادن و تو میتونی به این افتخار کنی که زنده موندی! چون این سخت ترین کار بوده برات. سیر غم‌انگیزی‌ه ولی چیزی‌ه که اتفاق میفته اگه زود به داد صداهای روحت نرسی
  • mydancingsoulintheskies ..
  • ۰
  • ۰

من نمی‌دونم عشق چیه. ولی فکر کنم همون حس توی معده‌ی ماتیلدا بود که لئون هیچ‌وقت نفهمیدش. من نمی‌دونم عشق چیه. ولی فکر کنم همون سرخوشی و حواس‌پرتی و دیوونه‌حالی من توی اردی‌بهشت اون سال بود که تو هیچ‌وقت قرار نیست بفهمی‌ش. تو هیچ‌وقت قرار نیست بفهمی یه نفر اینجا جون داد از فکر کردن بهت. که یه نفر انتظار کشید و نفهمید داری نزدیک‌تر میشی یا دورتر. که یه نفر به ستاره‌ها نگاه کرد و نفهمید برقشون از چشمای توئه یا انعکاس اشک تو چشمای خودش.. هوم. دلم می‌خواد آرزو کنم. دلم برای آرزو کردن تنگ شده. دلم برای امید داشتن تنگ شده..

  • mydancingsoulintheskies ..
  • ۰
  • ۰

25_ زبان عکس



کتابی برای درک و تحلیل عمیق تر عکس ها از دیدگاه روانشناسانه

  • mydancingsoulintheskies ..
  • ۰
  • ۰



اعترافات قدیس آگوستین در قالب یک رمان کوتاه...

جمله ای که به قلبم نشست: زندگی کوتاه است و به همین دلیل فرصتی برای محکوم کردن عشق نیست.

  • mydancingsoulintheskies ..
  • ۰
  • ۰

 

  یه آلبوم موسیقی جذاب و شنیدنی یا یه سناریوی از پیش نوشته شده با کارگردانی عالی؟ هر دو!

هر چقدر بگم کم گفتم از این گروه و موزیک ویدیوهای خلاقانه شون. مثل راز برات سؤال میسازه و هر چقد جلوتر میری روایت میکنه خودشو و گره ها رو باز میکنه. 

قطعه های زیر از نظر من بهترین های این آلبوم بودن. اگر خواستید ببینید، به ترتیب ببینید لطفاً:

 

لینک موزیک ویدیوی قطعه ی sleep on the floor:

https://youtu.be/v4pi1LxuDHc

لینک موزیک ویدیوی قطعه ی ophelia:

https://youtu.be/pTOC_q0NLTk

لینک موزیک ویدیوی قطعه ی angela:

https://youtu.be/_II0fc7hgNY

لینک موزیک ویدیوی قطعه ی cleopatra:

https://youtu.be/aN5s9N_pTUs

  • mydancingsoulintheskies ..
  • ۰
  • ۰

22


📷:pouria.alami



از پشت میله های این قفس 

تنها عشق بود که رهایی مان میداد.

ما ولی به خط های موازی لبخند زدیم،

از هم گذشتیم،

و درد را 

در امتداد قدم هامان

که هیچگاه به هم نخواهند رسید

دوباره یافتیم.

  • mydancingsoulintheskies ..
  • ۰
  • ۰

21_اعتراف

 شاید هم شیفته ی تصوری شده بودم که آن زمان از من داشت. شیفته ی تصویری که از من در ذهنش نقش بسته بود و من آنرا باور کرده بودم. و حالا که دیگر او نبود آن تصویر شیرین هم نبود. و گویی من هم نبودم.

  • mydancingsoulintheskies ..
  • ۰
  • ۰

20

  • mydancingsoulintheskies ..
  • ۰
  • ۰

دوباره میدیدمش. همون صورت فلکی ه که الان اسمشو یادم نمیاد. یاد سفر خوزستان افتادم. یاد آسمون چُغازَنبیل که پرستاره‌ترین بود. چشمامو نمیتونستم بردارم از آسمون. هِی صدام میکردن که بیا بریم دیره همه منتظر تو ان. سرمو گرفته بودم بالا و راه میرفتم و باد می‌رقصید رو صورتم. اولین بار بود که انقدر دیوانه‌وار محو آسمون شده بودم.

  • mydancingsoulintheskies ..
  • ۰
  • ۰

 میخوانَد. از صبح هزار بار خوانده. "رفت آن سوار کولی، با خود تو را نبرده؛ شب مانده است و با شب، تاریکی فشرده".

این بارِ هزار و یکم هم‌اتاقی ام آمد اسپیکر را خاموش کرد که موهای خیس تازه از حمام در آمده‌اش را سشوار بکشد. بعد تظاهر کرد دنبال سشوار می‌گردد و یادش افتاد مثلاً بار آخری که برگشته خانه جایش گذاشته.  از امروز صبح که بیدار شدم و پیامت را دیدم، هزار بار خوانده.

«من دارم می‌رم، هفت و نیم شب پرواز دارم، دلم برات تنگ میشه، اگه دوس داشتی بیا خداحافظی کنیم». دستم رفته بود که بنویسم «دل من هم برات...» بعد در آسانسور باز شده بود و من داشتم تندتند کلمه هام را پاک می‌کردم و زل زده بودم به پیامت. به جمله‌ی آخرش. به "بیا خداحافظی کنیم‌". چند ثانیه بعد دوباره در آسانسور باز شده بود و برگشته بودم.برگشته بودم و اسپیکر را در دور افتاده ترین جای اتاق پیدا کرده بودم. برگشته بودم که بخواند. بخواند "شب مانده است و با شب، تاریکی فشرده". ولی ما که خداحافظی کرده بودیم. مگر همین چند وقت پیش نبود؟ آدم های توی آسانسور حتما دلشان برای بی حواسی ام سوخته بود. نمی دانستند گوشه ی اتاقی خالی یک اسپیکر خاک گرفته انتظارم را می کشد. می ترسم بیایم و دوباره شروع شود. چشمهات بکشاندم تا ناکجایی که قرار است بروی و نمیدانم حتی کجاست. دوباره بشود سلامی که جانم کنده شود موقع خداحافظیش که معلوم نیست قرار است کی باشد. نمی‌‌آیم. هرجا بروی همان قدر که همیشه بودی باز هم هستی. نمی‌آیم. تو برو.

تو برو. شاید که واژه‌های بیمار سر جای خود برگردند. شاید خواننده بداند که اول همان چند وقت پیش بود، بعد ما بودیم که خداحافظی کرده بودیم، بعد امروز بود، پیام تو بود، بعد باز و بسته شدن های در  آسانسور، بعد اسپیکر، بعد هم‌اتاقی‌ای که بی‌رحمانه دکمه‌ی آف اسپیکر را می‌فشارد، بعد سشواری که جا مانده در خانه‌ای دور، بعد من که جا مانده در روزهای دور، بعد من که تمام روز را یخ زده در زمهریر سکوتی که با صدای سشوار پر نشد، آخر هم ساعت هفت و نیم که تو دور می شدی، دورتر و نزدیکتر..

نمی‌آیم. تو برو. "نیلوفرانه در باد". نیلوفرانه چون باد.

  • mydancingsoulintheskies ..